سيد جلال الدين آشتيانى

77

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

فصل چهارم : در حقيقت جواهر و عرض به طريقهء اهل توحيد و نحوهء تجلى حق بحسب ذات در جواهر و بحسب صفات و اسماء در اعراض است . جوهر حاكى از ذات و اعراض حاكى از اسماء و صفات حق است . مصنف در اين فصل ، در حقيقت جوهر و عرض به طريقهء اهل نظر و كشف بحث كرده است . بمناسبت جهات مشتركه بين ذات حق و حقيقت جوهر ، اعتباراتى كه وجود در تعينات به خود مىگيرد و همچنين تعيناتى كه جوهر باعتبار عموم و سعه و اطلاق و كليت قبول مىنمايد و مناسبت بين اين دو ، مطالب نفيسى را بيان كرده است . و بمناسبت مقام در ضمن « تذنيب » در مواد ثلاث : وجوب و امكان و امتناع به طريقهء اهل كشف و برهان ، نيز سخن گفته است و بطور مختصر در خاتمهء بحث خود در اين مقام در تعين و فرق آن با تميز و تشخص بحث كرده است . « 1 » فصل پنجم : در بيان كليّات از عوالم و حضرات خمس كه وجود را محصور در اين مراتب مىنمايد مىباشد . اين بحث را حكما به طرز ديگر در كتب خود بيان كرده ، و موجودات را تقسيم بواجب و ممكن و ممكن را تقسيم بجواهر و عرض ، مجرد و مادى نموده‌اند . مجردات منحصر در عقول و نفوس و عالم مثالند . حق در مرتبهء اول از واقع تحقق دارد كه از وعاى وجود حق تعبير بسرمد نموده‌اند : « لان نسبة الثابت الى الثابت عبارة عن السرمد » . مرتبهء متأخر از حق و مقدم بر ساير موجودات مرتبهء وجود عقول طولى و عرضى است كه از وعاء و مرتبه و امتداد اين حقايق تعبير بدهر

--> بيان مقامات و مراتب به آن استدلال كرده‌اند ، كلمات مختصر مولى الموالى در اين سؤال مشحون از حقايق است . « در بيان نايد جمال حال او * هر دو عالم چيست عكس حال او صدر المتالهين در اسفار ، « فصول عرفانى علت و معلول » به همين طريقه بحث كرده است و از كلمات قيصرى متأثر شده است . ( 1 ) . مطالب اين فصل از ص 235 تا ص 269 مىباشد .